تبلیغات
::::...LILIOM....:::: - دلنوشته های من 3

::::...LILIOM....::::

در کودکی در کدام بازی راهت ندادند...؟؟ که امروز اینگونه تشنه بازی کردن با آدمهایی...؟؟؟؟؟

IMG4UP

جای خالیت را در کنارم روی تاب زنگ زده احساس میکنم.

یاد آنروزها بخیر که روی آن تاب نقره ای رنگ مینشستیم

میخندیدیم

گریه میکردیم.

در کنار هم ارام میگرفتیم.

یکدیگر را در آغوش مکشیدیم.

میبوسیدیم...

همدیگر را...

اما اکنون در فاصله ای دورتر از تاب به  آن مینگرم.

لحظات با هم بودنمان در مقابل دیدگانم تداعی میشوند.

چه زیبا بود بهانه هایمان.

پروانه ای روی دستان لرزانم مینشیند.

چه زیباست...

آرزو میکنم که ای کاش من هم پروانه ای بودم فارغ و آسوده از عشق و عاشقی.

بالهایش را تکان میدهد انگار برای رفتن دودل است.

مثل تو...

ولی بالاخره پس از چندی میرود و باز هم مثل تو.

نگاهم او را دنبال میکند.آنقدر به آن مینگرم تا اینکه در آبی آسمان گم میشود.

ولی تو در انبوه جمعیت گم شدی.

ای کاش پیامم را به خدا برساند...ای کاش...

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه